تبليغاتX
PEYDA&PENHAN

PEYDA&PENHAN

PEYDA&PENHAN

پیام سوگواری

ایام محرّم وسوگواری آقا امام حسین(ع) را به شما عاشقان و سوگواران مهدی (عج) تسلیت می گوییم .
+ نوشته شده در  89/10/10ساعت 3:39 بعد از ظهر  توسط محمد رضا  | 

آثار وجودی بقیه الله (ع)

 

در ایه مورد بحث امده است :  « بقیه الله برای شما بهتر است اگر ایمان داشته باشید : در اینجا باید دید بقیه الله از چه چیز بهتر است و آثار وجود او چیست ؟

آنچه از ظاهر آیه شریفه استفاده می شود آن است که آنچه خداوند از سود حلال برای شما باقی می نهد بهتر از سرمایه های انبوهی است که با کم فروشی و کاهش حق مردم انباشته می سازید .این سرمایه ها گر چه کلان است اما اولا بی اساس و لرزان است و همیشه در معرض خطر  نابودی قرار داردو  غالبا صاحبان این گونه سرمایه ها کام خوشی از آن نمی گیرند. ثانیا به فرض که باقی ماند و صاحبانشان از انها کام گرفتند ، این خوشی موقت است و عذابی را در پی دارد که شیره آن خوشیها را از مغز استخوانشان بیرون خواهد کشید !

در مقابل ، سود حلال اگر چه اندک باشد ف اما از برکت خداوند برخوردار است و سلامت بدن و سلامت دین و ایمان و نسل پاک و فرزندان صالح و ... را در پی دارد .در برخی از دعاهای ماثوره می خوانیم :

اللهم اغننی بحلالک عن حرامک و بفضلک عمن سواک

خداوندا مرا با روزی حلال از حرام و با فضل و بخشش خویش از غیر خود بی نیاز فرما.

همچنین  وجود مبارک امام معصوم که بازمانده و یادگار  و ذخیره الهی در میان خلق است خیراتی به همراه دارد که بر خواهیم شمرد و نیز وجودو  زمامداری او بسی بهتر از وجود و زمامداری کسانی است که شایستگی این منصب را ندارند. ( گر چه در حکومت آنان کامرواییها و خوشگذرانیهای ظاهری و زرق و برق های مادی به چشم بخورد ، زیرا همه اینها نا پایدار است و سر انجام شوم آنها گریبانگیر صاحبانشان خواهد شد .)

تامین سعادت دنیا و آخرت بسته به وجود امام و پیاده شدن برنامه های اوست . اگر مردم بر ایمان و اطاعت امام معصوم پای بفشرند ، به حکم قرآن کریم درهای برکات آسمان و زمین به روی آنان گشوده می گردد و فیوضات مادی و معنوی بر سر انان فرو می بارد  و همه تشنگان سعادت از باران رحمت حق سیراب خواهند گشت ، چنانکه فرموده :

و لو ان اهل القری آمنوا و اتقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء و الارض ولکن کذبوا فاخذناهم بما کانوا  یکسبون

و نیز فرموده :

و ان لو استقاموا علی الطریقه الاستقیناهم ماء غدقا

و به عکس ، اگر قدر امام حاضر و حجت آشکار حق را نشناختند و یکی را پس از دیگری به شهادت رساندند ، خداوند ان حجت و امام را از میان خلق نهان می دارد و آنان را چندی به حال خود یله و رها می سازد .و  نیز حاکمان ستمکار و زمامداران ناشایسته ای را بر سر انان مسلط می سازد تا دما ازروزگارشان بر آرند و عذاب نامردمی های خود را بچشند .

امیر المومنین علی (ع) می فرماید : به خدا سوگند پس از من ، بنی امیه را اربابان بدی برای خود خواهید یافت به سان شتری مست که گاز می گیرد و لگد می زندو  از دوشیدن شیرش مانع می شود .آنان چنان بر شما مسلط می گردند که جز کسی را که به حالشان سودمند است یا زیانی برایشان ندارد باقی نمی نهند و آنقدر در دوران بنی امیه خوار و ذلیل می شوید مانند برده ای زرخرید که تنها کاری که از دست بر می آید آن است که حضور آقایش چاپلوسی می کند ودر غیابش بد گویی می نماید ! ...

 ودر سخنی دیگر می فرماید : شما افراد نا شایسته را بر مسند حکومت نشاندید  و این مقام را در غیر جای خود نهادید .

خداوند به زودی از ستمکاران انتقام خواهد گرفت و طعامی تلخ تر از حنظل و جانکاه تر از زهر به کامشان ریخت و لباس بیم و هراس را بر انان خواهد پوشاندو شمشیر آهیخته را بر سرشان خواهد نهاد ...

آری کار کسانی که از حجت حق دور شوند و سر از  طاعت او بپیچند بدان جا کشد که : « آب دهان به چهره یکدیگر افکنند و همدیگر را لعن و نفرین کنند ، ویکی دیگری را گذاب و دروعزن شمارد »

در آن شرایط ایمانها سست شودو مومن از صبح تا شب یا شب تا صبح بر ایمان خود ثابت نماند و اعتقادها مانند شیشه و کوزه سفالین شکننده گردد و باورها مانند دانه ای که آفت به آن افتد آسیب ببیند .

با این همه حجت الهی ابطال نمی پذیرد و چهره حق به کلی تیره و تار نمی گردد ، بلکه در این میان ، گروهی مانند شمشیر تیز آبدیده می شوندو  جامعه ها پس از سر خوردگی از اختلافهای فردی و اجتماعی و قومی و نژادی ومسلکی  ، و پس از خستگی و دلزدگی از شهوت پرستی ها و کامرواییهای پوچ  ، دوباره عقلهای پریده شان سر جا می آید  و دلها شیفته حق و حقیقت می گردد و فریاد از نهادها بر می آید و جان و دل طالب می شوند که خداوند ، مصلح کل و حجت خویش و آن بازمانده و ذخیره خود را به فریاد آنان برساند و همه یکدله به زبان حال گویند :

افسوس که عمری پی اغیار دویدیم

از یار بماندیم و به مقصد نرسیدیم

...

شمشیر کجت راست کند قامت دین را

هم قامت ما را که زهر تو خمیدیم

بنابراین فوایدی بر وجود امام مترتب است که آثار آن در صورت نبود یا عدم ظهور و حضور وی نمایان می شود .در اینجا لازم است خاطر نشان سازیم که غیبت امام به معنای « عدم ظهور » اوست نه « عدم عضور » او ، و میان  این دو فرق بسیار است .امام غایب در جامعه حضور و نقش اساسی دارد ، مانند امام ظاهری که در متن مسائل جامعه است ولی قدرت اجرایی از او گرفته شده است ، واز این لحاظ فرقی میان ان دو نیست .

به طور کلی آثار امام که بقیه الله در زمین است بر دو قسمت است :

1-آثار حضور

2-آثار ظهور

آثار حضور امام

1-امام انسان کامل است و انسان کامل هدف نهایی آفرینش و سبب بقای آن است .بنابراین وجود امام در هر زمانی ضرورت داردو اگر جهان لحظه ای از وجود او خالی باشد هدف خود را از دست داده ، انقراض آن حتمی است از این رو در وصف حضرت بقیه الله(ع) می خوانیم : الذی ببقائه بقیت الدنیا ، وبیمنه رزق الوری ، و بوجوده ثبتت الارض  و السماأ

و در روایات فراوانی این مضمون وارد است که «اگر حجت الهی نباشد زمین اهل خود را فرو می برد »

از همین جاست که در فلسفه و عرفان به ثبوت رسیده است که حقیقت انسان کامل ( که نور و جودی محمد و آل محمد (ص)) است پیش از همه موجودات آفریده شده  و به اصطلاح «صادر اول» است و نیز در روایات وارد است : الحجه قبل الخلق و مع الخلق و بعد الخلق .حجت پیش از خلق و با آنها و پس از آنها بوده و خواهد بود و هیچگاه جهان خالی از حجت نیست .

2- امام حجت خداست و حجت خدا هنگامی تمام و رسا خواهد بود که حی و حاضر باشد ( نه لزوما حی و ظاهر )

اگر جهان از حجت الهی خالی باشد وکسی نباشد تا راه حق را برای مردم روشن کند وراههای انحرافی را به آنان بنماید ، منحرفان را رسد که به پیشگاه پروردگار عذر آورده ، گویند :

لو لا ارسلت الینا رسولا منذرا و اقمت لنا علما هادیا ، فتبع آیاتک من قبل ان نذل و نخزی ؟! چرا رسولی هشدار دهنده به نزد ما نفرستادی ،و نشانه ای راهنما برای ما به پا نداشتی  تا از نشانه های تو پیروی کنیم پیش از آنکه به این خواری و زبونی دچار آییم ؟!

حال اگر این حجت الهی در اثر خوف از ستمکاران و کوتاهی ها ونامردمی های امت ، ناچار شود از نظر ها غایب گرددو به طور ناشناس در میان آنان زیست کند ،  منافاتی با تمام بودن حجت خدا ندارد .زیرا آنچه به جهت هدایت خلق بر عهده خداوند بوده از سوی خداوند به انجام رسیده و این خود خلق هستند که مانع  ظهور او گشته اند .

شب پره گر وصل آفتاب نخواهد

از رونق بازار آفتاب نکاهد

طبیب عشق مسیحادم است و مشفق لیک

چو درد در تو نبیند که را دوا بکند ؟

خواجه نصیر طوسی آن عقیده شناس بزرگ شیعه در پاسخ کسانی که می گویند فایده ای که از وجود امام در نظر است از امامی که حکومت را به دست ندارد .

-حاظر باشد یا غایب –متصور نیست ، می گوید :

وجوده لطف ، وتصرفه لطف اخر ، وعدمه منا

«وجود امام (خواه حکومت را به دست داشته باشد یا نه ) بطفی است از جانب خداوند ( که امادگی دارد بندگان را به موجبات سعادت نزدیک و از موجبات شقاوت دور سازد) و حکومت او لطفی دیگر است که اگر حاصل باشد بندگان به راه سعادت خواهند رفت ) و عدم تصرف و حکومت او از ماست ( این ما بندگان ستیم که یا دشمن ستمکار اوییم یا دوست قدر نا شناس  او و همین سبب شده است که امام یا ظاهر باشدو  در تقیه به سر برد ، یا غایب بوده ، دسترسی به او امکان پذیر نباشد )»

خلاصه آنکه ، وجود امام حجتی است از سوی خدا بر بندگان ، واگر زمانی جهان از وجود امام خالی باشد بندگان را بر خداوند حجت خواهد بود واین محال است ، و روشن است که  ظهور و غیبت امام از جهت این آثاری که ذکر شد فرقی ندارد ، زیرا در صورت ظهور هم کسانی هستند که به امام دسترسی ندارند و نمی توانند از  محضر او بهره برند ، بلکه به واسطه عالمان پرهیزکار دینی و فقهای بر جسته از راهنماییهای وی بهره می گیرند .چنانکه در عصر امامات پیشین چنین بوده و در زمان غیبت حضرت بقیه الله –عجل الله تعالی فرجه الشریف- نیز چنین است .

3- وجود امام –گر چه در پس پرده غیبت –مایه امید و آرامش دلهاست و این امیدواری از بزرگترین اسباب موفقیت است .فرق است میان آنکه اصلا از وجود امام نومید باشیم ، و میان آنکه به وجود او دلخوش باشیم و بدانیم که با توسل و خود سازی می توان دامن او را به چنگ اورد و به فریاد رسی او امیدوار بود و به همین دلیل است که انتظار فرج از بزرگترین عبادات است .

آثار ظهور امام

به طور کلی وظایف امام در سه چیز خلاصه می شود :

1-بیان احکام الهی و جلوگیری از انحرافات فکری

2- داوری در میان مردم و بیان حق و باطل در حقوق افراد

3-اجرای احکام الهی و زمامداری اجتماعی وسیاسی جامعه

پامام ظاهر ممکن است در دوران حکومت باطل زندگی کند و قدرت سیاسی را به دست نداشته باشد ، اما بتواند وظیفه اول را به طور کامل و وظیفه دوم را به طور نسب به انجام برساند. و اگر زمینه فراهم باشدو قدرت سیاسی را در دست داشته باشد مورد سوم نیز قابل اجرا خواهد گشت .

امام غایب نیز گر چه از اجرای مورد دوم و سوم ممنوع است  ، اما به سان خورشید پشت ابر که نور و حرارتش به زمین می رسد ، در مورد اول فعال است و خود شخصا به هنگام لزوم ، احکام الهی را به کسانی که باید ، می رساند وگاه به واسطه افراد دیگر این وظیفه را به انجام می رسدو  داستان شیخ مفید و علامه حلی و مقدس اردبیلی در این زمینه معروف است .علاوه بر این ، دستگیریها و فریاد رسیهایی از خود آن حضرت یا گماردن او صورت گرفته و می گیرد که کمتر از انجام آنها توسط امام ظاهر نیست .

آنچه در این خلاصه گفته امد تفسیری بود بر عنوان بقیه الله که از القاب مهدی موجود (ع) است البته سخن در شئون گوناگون آن حضرت بسیار است وما به یک عنوان از آنها پرداختیم در اینجا دامن سخن بر می پینیم و با غزلی از عالم فرهیخته و عارف دلسوخته آیه الله غروی اصفهانی (کمپانی ) به یاد آن یوسف گمگشته زهرا(س) نغمه سوز و عشق می سراییم :

دلبرا گر بنوازی به نگاهی ما را

خوشتر است ار بدهی منصب شاهی ما را

به من بی سر و پا گوشه چشمی بنما

که محال است جز این گوشه پناهی ما را

بر دل تیره ام ای چشمه خورشید بتاب

نبود بدتر از این روز سیاهی ما را

از ازل در دل ما تخم محبت کشتند

نبود بهتر از این مهر گیاهی ما را

 گر چه از پیشگه خاطر عاطر دوریم

هم مگر یاد کند لطف تو گاهی ما را

با غم عشق که کوهی است گران بر دل ما

عجب است ار نخرد دوست به کاهی ما را

مفتقر راه به معموره حسن تو نبرد

بده ای پیر خرابات تو راهی ما را

 

+ نوشته شده در  88/10/10ساعت 4:47 بعد از ظهر  توسط محمد رضا  | 

دوره اختفا

 

این دوره از هنگام تولد حضرت (255 ه) تا رحلت امام عسگری 0ع) (260 ه) است .در مدت این 5 سال ، حضرت در دوران پدر بزرگوار خود زندگی می کرد.

امام حسن عسکری ( ع) در ان دوره ، دو وظیفه اساسی و حساس را عهده داربود ، یکی حفظ فرزندش از گزند خلفای عباسی و دیگر اثبات وجود او و اعلام امامتس به عنوان امام دوازدهم ، و آن حضرت از عهده هر دو امر به بهترین شکل بر آمد ، هم فرزندش را حفظ کرد و هم در فرصت های مناسب به یاران و دوستان خود او را معرفی نمود ، ما به خاطر وجود اختناق شدید توسط « عباسیان» ، تنها تعداد اندگی از یاران صدیق امام عسکری(ع) مانند :ابوهاشم جعفری ف احمد بن اسحاق ، حکیمه و خدیجه عمه های امام یازدهم (ع) از ولادت آن حضرت آگاه بودند .

«معاویه بن حکم ، محمد بن ایوب بن نوع و محمد بن عثمان عمری »نقل می کنند: 40 تن از شیعیان نزد امام عسکری(ع) گرد آمدیم ، آن حضرت فرزندش را به ما نشان داد  و فرمود :« این امام شما پس از من و جانشین  منا است ، از او پیروی کنیدو  از گرد او پراکنده نگردید که هلاک می شوید و دینتان تباه می گرد ، این را هم بدانید که پس از امروز او را نخواهید دید .»

امام حسن عسکری (ع) تصمیم گرفت تا برای حفظ جان فرزندش او را به جای مطمئن تری بفرستد ، مدارک تاریخی حکایت از آن دارد که امام (ع) فرزند خود را در سامرا و سپس در مدینه پنهان نمود .امام دوازدهم (عج) در مدینه تحت سر پرستی مادر بزرگ پدری خود زندگی می کرد. بنا به نقل (صدوق) امام عسکری (ع) 40 روز پس از تولد فرزندش او را به مکان نا معلومی فرستاد و آنگاه وی به مادر بزرگش بازگردانده شد.

بنا به روایت  «مسعودی » امام عکری (ع) در سال 259 ه از «حدیث» مادر خود در خواست کرد تا به حج مشرف شود از ان پس (حدیث) و نواده اش تحت حفاظت (احمد بن مطهر) یار صمیمی و نزدیک امام عسکری(ع) به مکه رفتند. به نظر می رسد آنان پس از برگزاری مناسک حج به مدینه عزیمت کرده باشند و آنجا را محل اختفای امام دوازدهم (عج) قرار داده باشند . برخی از روایات نیز می تواند موید  همین نکته باشد ؛ چنان که زمانی (ابوهاشم جعفری) از امام عسکری (ع) پرسید : پس از وفات شما ، سراغ  جانشینان را در کجا باید گرفت ؟

امام پاسخ داد : در مدینه

به گفته برخی محققان ، بیشترین احتمال این است که امام دوازدهم (عج) بخش عمده دوران کودکی خود را در مدینه گذرانده باشد ، زیرا امام عسکری (ع) خطری را که در صورت اقامت فرزندش در عراق با آن موجه می شد را تشخیص داده بود .

غیبت صغری

با شهادت امام حسن عسکری(ع) در سال (260 ه) مرحله  غیبت کوتاه مدت امام دوازدهم (عج) اغاز شد و تا سال 329 ه ؛ یعنی 70 سال به طور انجامید .این غیبت به لحاظ این که از جهت زمانی محدود است ، به آن غیبت صغری می گویند این دوره نقش بسیار مهمی در ایجاد امادگی شیعه برای پذیرش غیبت کبری داشت .

در طول غیبت صغری  گر چه امام از نظرها پنهان بود ، اما کسانی بودند که با ان حضرت در تماس بودند و سمت نواب خاص امام را داشتند ، هر یک از شیعیان می توانستند به وسیله نواب مشکلات و مسائل خود را به عرض آنحضرت برسانند و توسط آنان پاسخ خود را دریافت کنند .گاهی گروهی از مردم به وسیله آن نایبان خاص به دیدار امام می رسیدند .این نایبان 4 نفرند و به نواب اربعه مشهورند .

اسامی اینها که همگی از علما و بزرگان شیعه هستند به ترتیب عبارتند از :

1-ابوعمرو ، عثمان بن سعید عمری از 260 ه تا هنگام وفات که ظاهرا قبل از سال 267 بوده است برخی وفات او را در سال 265 ه ذکر کرده اند .

2- ابوجعفر ، محمد بن عثمان عمری از هنگام سفیر اول تا 305

3- ابوالقاسم حسین بن روح توبختی 305 تا 326 ه

4- ابوالحسن علی بن محمد سمری 326 ه تا 329 ه

درباره زندگی ، تلاش ها و فعالیتهای هر یک از این چهار بزرگوار و نقش آنان  در سازمان مخفی وکالت و ایجاد آمادگی در شیعیان برای پذیرش غیت کبری در کتاب ، تاریخ عصر غیبت تالیف نگارنده و جمعی دیگر از محققین بصورت مفصل گقت و گو شده است .

غبیت کبری

سومین مرحله از زندگی امام مهدی (عج) را ، دوران غیبت کبری و دراز مدت ، تشکیل می دهد .این دوره پس از سپری شدن غیبت صغری آغاز شد و تا کنون ادامه یافته و به امر خداوند تا هنگام حصول اقتضای تام ، یعنی آن زمان که زمینه پذیرش و رهبری و حکومت جهانی آن حضرت از نظر عده و عده فراهم شود  ادامه خواهد یافت .

این مرحله میدان بزرگ ترین آزمایش انسان ها و غربال مومنان و سنجش ایمان و عمل قرار گرفتن است ، در  این مدت طولانی  حجت خدا در پشت پرده غیت خورشید گونه از پس ابرها ، نور افشانی می کند .

همان گونه که غبیت به دو مرحله تقسیم می شد و به دو گونه بود ، نیابت نیز همین گونه است ، یعنی دارای دو مرحله است و دو گونه : نیابت خاصه و در غیبت صغری نیابت عامه در غیبت کبری .

در نیابت خاصه ، امام اشخاص معین را نایب خود قرار داده بود که به اسم و رسم ، آنها را معرفی نموده و به هر کدام  را به وسیله نایب پیش از خود به مردم شناسانده بود .

در نیابت عامه ف بر اساس یک ضابطه کلی ومعین که امام خود به دست داده بود ، هر فردی که آن ضابطه را از همه جهت و در همه ابعاد دارا باشد ، نایب امام شناخته می شود ، و به نیابت از امام ولی جامعه در امر دین و دنیا خواهد بود .

این مقام و این نیابت به وسیله خود حضرت مهدی (عج) به عالمان واجد شرایط تفویض شده است .

شیخ طوسی ، شیخ صدوق ،شیخ طبرسی از اسحاق بن عمار نقل کرده اند که گفت : مولای ما حضرت مهدی (عج) در مورد وظیفه شیعیان در زمان غیبت فرموده است :

در حوادث و رخدادهایی که واقع می شود و به روایت کنندگان حیث م رجوع کنید که آنان حجت  من بر شمایندو  من حجت خدا بر آنانم .

طبرسی نیز در کتاب الاحتجاج از امام صادق (ع) نقل کرده است که آن حضرت در ضمن حدیثی فرمود :

هر یک از فقها که مراقب نقسش و نگهبان دینش و مخالف هوی و هوسش و مطیع فرمان مولایش ائمه(ع) باشد برعوام ، لازم است از او تقلید کنند .

بدین ترتیب امور مسلمین در زمان غیبت کبری به دست ولی فقیه قرار گرفت که با نظر او باید انجام و جریان یابد .گر جه منصب فتوا ، قضاوت ، حکم برای فقیهان از پیش ، توسط ائمه معصومین(ع) جعل شده بود ولی رسمیت مرجعیت و زعامت فقهای اسلام از این تاریخ پدید امدو  تا ظهور آن حضرت ادامه خواهد داشت .

و پس از ظهور مهدی (عج) دولت ایام ، پیوسته از اولیای خدا خواهد بود .

+ نوشته شده در  88/10/07ساعت 4:12 بعد از ظهر  توسط محمد رضا  | 

عکس

دلم از این همه بیعت با تاریکی خسته شده و ظهور خورشید را می طلبد

بیا تا با هزار بغل نرگس قلبمان را با خور امدنت زینت بخشیم


+ نوشته شده در  88/08/14ساعت 1:53 بعد از ظهر  توسط محمد رضا  | 

قویترین مردم کیست

پیغمبر اکرم صلی الله علیه واله وسلم از جائی عبور می کرد. جوانها برای وزنه برداری به سبک دنیای دیروز جمع بودند. وزنه در آن زمان غیر از حالا بود، حالا وزنه دارای یک میله آهن و حلقه های آهنی محکم و دارای پلاک های محکم است.امّا آنوقت سنگ بود، سنگ نیم متر در نیم متر بقطر ده سانت یا نیم متر در یک متر بقطر ده سانت یا نیم متر در یک متر بقطر بیست و پنج سانت، اینها را باید از جا بردارند، سنگ بزرگی بود که((حجر الاشداء)) نام داشت وزنه ی قهرمانان. پبغمبر اکرم در حال عبور بود، دیدند عده ای جمعند، پرسیدند: چه خبر است؟

گفتند قهرمانان وزنه برداری می کنند. پیغمبر آمد جلو، جوان ها هم خوششان آمد که پیغمبر در میان ورزشکاران آمده است، گرم شدند و خوشحال، وزنه بردار وزنه را برداشت، توجه تماشاگران جلب شده بود.

پیغمبر اکرم (ص) فرمود: میل دارید من به شما بگویم از این قوی تر چه کسی است؟

صحبت وزنه برداری است، خیال می کردند این پهلوان که رکورد را شکسته، یک پهلوان رکورد شکنی را هم پیغمبر (ص) سراغ دارد.

پرسیدند از این قوی تر کیست؟ شما سراغ دارید؟ گفت: بله، پرسیدند کیست؟ کجاست؟ فرمود: گوش کنید تا بگویم از این شخص چه کسی قوی تر است، ببینید مکتب را عوض کرد، مکتب انها ورزش بدن بود،پیغمبر توجه انها را به قدرت اراده، جلب کرد و فرمود:

از این قوی تر آن انسانی است که اگر شهوت بر او غلبه کند بی عفّتی نکند، اگر غضب بر او غلبه کند جنایت نکند، اگر به مقام رسید ستم نکند، اگر ثروتمند شد مغرور نشود، این را می گوییم قوی.

پیغمبر اکرم (ص) چقدر جامع صحبت کرده است، در شهوت، در غضب، در قدرت، در ثروت، که چهار لغزشگاه بشر است، نباید لغزش پیدا کند.

بعضی از افراد در هیجان شهوت، اراده و اختیار ندارند و به هر گناهی تن می دهند، بعضی در مورد غضب، اراده و اختیار خود را از دست می دهند، بعضی در حالیکه کاسب جزء هستند مؤدب، مهربان و خوش اخلاق هستند، همینکه ثروتی پیدا می کنند دیگر قابل معاشرت نیستند و بعضی ها هم تا بیکارند ادم های مؤدبی هستند، تا یک شغلی پیدا می کنند، و آبی به پوستش می آید دیگر خدا را بنده نیست.

پیغمبر (ص) می فرماید: آدم قوی کسی است که دلش ضرفیت داشته باشد. اگر در غضب، در شهوت، در قدرت، در ثروت خود را باختید ظرف شما کم است، شخصیت شما اندک است. انساناگر قوی باشد در این جر و مدّها خود را نگه می دارد.

+ نوشته شده در  88/08/13ساعت 1:18 بعد از ظهر  توسط محمد رضا  | 

عدل جهانی بعداز ظلم جهانی

آمدن امام عصر علیه السلام را روایات می گوید :

کره ی زمین پراز جور و ظلم می شود. ستم در دنیا سرعت پیدا می کند، و این را بدانید ستم غیر از بی دینی است، خداپرست زیاد می شود، شاید معتقد به مکتب روحانی انبیاء زیاد شود، امّا گناه هم زیاد می شود. می گوید:

زمین مملوّ می شود از ظلم و جور، در ان زمان امام عصر(ع) می آید، زمین را پراز عدل و داد می کند.

تا کنون دقت کرده اید که چرا روایات اصرار دارد عدل جهانی امام عصر را بعداز ظلم جهانی معرّفی کند، چرا؟ چرا اصرار دارد؟

جوابش اینست: اصلاً در دنیا عدل جهانی نمی آید مگر با ظلم جهانی، آبادی درجه اش متناسب با درجه ویرانی است، اگر منزل شما یک مقدار گچ سقفش بریزد یک مشت گچ می سازید و لکّه گیری می کنید، اگر یک پایه در برود دوتا کامیون آجر می آورید و آن پایه را عوض می کنید، در چه زمان بکلّی بنا را بهم می ریزید و از نو می سازید؟

وقتی تمام بنا را ویرانی فرا گرقته باشد.

+ نوشته شده در  88/08/13ساعت 1:18 بعد از ظهر  توسط محمد رضا  | 

اثار ان حضرت

با توجه به حضور محدود و کوتاه مدت ان حضرت در دوران پدر بزرگوار خود و محدودیت های فراوانی که در دوره ی غیبت برای ان حضرت وجود داشت،نباید انتظار داشت که مطالب زیادی از ان امام همام به دست ما برسد،اما با وجود همه ی این محدودیت ها،از ان حضرت اثاری چند به یادگار مانده است کهگر چه محدود است،اما برخی از انها بسیار مهم و راهگشا می باشد.

 

اثار ان حضرت عبارتد از:

1 روایات و احتیاجات

2 دعاها و نمازها

3 زیارتنامه ها

4 توقیعات و بیانات

 

+ نوشته شده در  88/08/13ساعت 1:16 بعد از ظهر  توسط محمد رضا  | 

سیرت علمی

علم و دانش 27 حرف شعبه و شاخه است و تمام انچه پیامبران برای مردم اورده اند،دو حرف بیش نبوده،و مردم تا کنون جز ان دو حرف را نشناخته اند،اما هنگامی که ((قائم)) ما قیام می کند،25 حرف دیگر را اشکار می سازد.

 هنگامی که ((قائم)) ما قیام کند،خداوند انچنان گوش و چشم شیعیان ما را تقویت می کند که میان انها و ((قائم)) نامه رسان نخواهد بود.با انها سخن می گوید و سخنش را می شنوند و او را می بینند در حالی که او در مکان خویش است و انها در نقاط دیگر.

  مومن در زمان ((قائم)) در حالی که در مشرق است،برادر خود را در مغرب می بیند،همچنین کسی که در مغرب است،برادرش را در مشرق می بیند.

+ نوشته شده در  88/08/13ساعت 1:13 بعد از ظهر  توسط محمد رضا  | 

در معرفت امام زمان علیه السلام

همانطور که اعتقاد به توحید ونبوت و معاد،بدو ایمان به ولایت امیرالمومنین علیه السلام و برائت از غاصبین حق خلافت ارزشی ندارد،و به همانگونه که نماز و حج و دیگر عبادات،بدون ولایت اهل بیت علیه السلام پشیزی نمی ارزد،همه ی این اعتقادات و عبادات اگر انجام شود و انسان به ولایت اهل بیت نیز ایمان داشته باشد ولی امام زمان خویش را نشناسد،از هیچ یک ازمعتقدات خود،حتی از ولایت ائمه قبل نیز بهره مند نخواهد گردید.

بهترین سند بر ادعای فوق،روایت مشهوری است که اهل سنت و شیعه ان رانقل نموده وبر ان اعتماد کرده اند و ان اینکه پیامبر اکرم صلی الله علیه واله وسلم فرمودند:

کسی که بمیرد و امام زمان خویش را نشناسد،به مرگ جاهلیت مرده است.

منظور از جاهلیت در این روایت ،ایام کفر و ضلالت قبل از اسلام است.بنابراین معنای حدیث چنین خواهد شد:اگر مسلمانی-یعنی کسی که توحید و نبوت و قران و قیامت و دیگر مبانی دین را پذیرفته و به واجبات دین اهتمام نموده است-بمیرد و امام زمان خویش را نشناخته باشد،او نامسلمان مرده ،دین او همان کفر و ضلالت کفار و مشرکین قبل از اسلام تلقی خواهد شد و از اسلام،توحید،نبوت،تقوی و عبادت خود نفعی نخواهد برد.

لفظ جاهلیت ، در این نقل از حدیث، توصیف روشن تری یافته است.

راوی گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم:ایا رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم فرموده اند:کسی که بمیرد و امامش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است؟

فرمودند:اری.عرض کردم:این جاهلیت به معنی جاهلیت ایام نادانی قبل از اسلام است،یا منظور جاهلیت عدم اشنایی با امام می باشد؟

امام فرمودند:جاهلیت او از نسخ جاهلیت کفار،منافقین و گمراهان است.یعنی جاهلیت مطلق بوده.گمراهی از امامت مساوی با گمراهی در تمامی مبانی دین خواهد بود.

پس علاوه بر معرفت اصل ولایت و شناخت حق اهل بیت عله السلام، ما موظف به معرفت و اطاعت و تسلیم در برابر امام زمانمان علیه السلام نیز هستیم و معرفت ولایت، ما را بی نیاز از معرفت ان حضرت نخواهد کرد.

+ نوشته شده در  88/08/13ساعت 1:12 بعد از ظهر  توسط محمد رضا  | 

سا بقه و فلسفه غیبت

گفتنی است که خبر ازغیبت ان حضرت سالها پیش ازتولد او دراخبار رسول اکرم و ائمه معصومین (ع) رسیده بود وچنان نیست که این اخبار پس از وقوع غیبت جعل شده باشد0 همچنین مساله غیبت حضرت مهدی (ع) در اسلام امر تازهای نیست زیرا نظیر ان در ادیان گذپته و امتهای پیشین نیز سابقه داشته است.مرحوم پیخ صدوق در این زمینه از برخی پیامبران مانند حضرت ادریس ، صالح، ابراهیم، یوسف، موسی و...(ع) نام می برد و غیبت هر یک از انان را شرح می دهد. درباره فلسفه غیبت ان بزرگوار نیز روایاتی رسیده که از مجموع انها چند علت به دست می اید:

1) شاید بتوان اولین علت را خوف از قتل دانست ,از آن دانست,از آن جهت که در روایات فراوانی از پیامبر گرامی اسلام و امامان معصوم (ع) رسیده بود که آخرین امام از امامان دوازده گانه قریش (که نهمین فرزند از فرزندان حسین (ع) می باشد)در آخرالزمان قیام خواهد کرد وبساط ظلم و ستم را برخواهد چید,خلیفه وقت در زمان امام عسگری (ع) معتمد عباسی در صدد از میان بردن او بود و چنانکه گذشت هرگونه ترفندی را برای جلوگیری از تولد او یا کشتن او پس از تولد به کار برد. ممکن است کسی بگوید:چه مانعی داشت که ایشان نیز مانند پدرانش غایب نمیشد و به شهادت نمی رسید؟ پاسخ آن است که پدران بزرگوارش آخرین حجت الهی نبودند اما آن حضرت آخرین حجت و ذخیره خدا بود , زیرا بنا نبود که امام دیگری پس از ایشان به عرصه ظهوربرسد.اما اینکه چرا باید امامان دوازده تن باشندو جهان به دست آخرین کس از ایشان آکنده از صلح وصفا گردد و چه می شد اگر صدها تن امام معصوم داشتیم و هرگاه جهان آمادگی می یافت به دست آخرین آنان اصلاح صورت می گرفت؟ این رازی است که ما از آن سر در نمی اوریم چنانکه نمیدانیم چرا شمار پیامبران الهی عدد خاصی است ونیز هزاران چرای دیگر که بر ما مجهول است وبه خواست خداوند در زمان ظهور آن عزیز که دامنه علم بسیار گسترده خواهد شد معلوم خواهد گشت. البته خوف از قتل گرچه امروز از سوی خلفای عباسی از میان رفته اما خوف از دولتهای بزرگ همچنان باقی است.وچون بنا نیست که کار اصلاح تماما با معجزه صورت پذیرد بلکه با زحمت توانفرسا و درگیری با قدرتهای بزرگ تحقق خواهد یافت,باید گفت وجود خوف همچنان بر قرار است.

2)خداوند پیش از آن حضرت یازده نور پاک را برای هدایت و اصلاح و آبادانی دین و دنیا و تحصیل سعادت مادی و معنوی مردم در میان آنان گماشت اما قدر این نعمت را ندانست و یکی را پس از دیگری به شهادت رساندند و هرگز آمادگی نیافتند که به فرمان آنان گردن نهند و دولت حق را تشکیل دهند. بنا بر این باید در اثر خالی بودن جامعه از حجت ظاهری و پدیدار شدن مشکلات جانفرسا, زمینه قیام و اصلاح در خود مردم پیدا شود و روحیه پذیرش حکومت حق در آنان ایجاد گردد تا قدر امام حاضر را بشناسند و به یاری او حق را در جهان آشکار سازند.

3) آزمایش مردم در غیبت امام (ع) و تصفیه نیرو ها و روشن شدن چهره های ایمانی و نفاق, یکی دیگر از فلسفه های غیبت است, و این سخن سر دراز دارد.

4) یکی دیگر از فلسفه های غیبت آن است که جهان حکومتهای غیر اللهی را تجربه کند و به سستی و بی پایگی و عدم توانایی آنها پی برد , آن گاه آمادگی بلکه تقاضای حکومت حق را پیدا نماید. امام باقر (ع) فرمودند؛ دولت ما آخرین دولتهاست ، و هیچ صنف و گروهی نیست مگر آنکه پیش از ما به حکومت رسند تا چون حکومت عدل ما را دیدند نگویند اگر ما هم قدرت می یافتیم عدالت می ورزیدیم. فلسفه ها و حکمتهای دیگری نیز در امر غیبت نهفته است که ما را از آن بی خبریم و با بحث و پژوهش می توان به پاره ای از آنها پی برد.

+ نوشته شده در  88/08/13ساعت 1:10 بعد از ظهر  توسط محمد رضا  | 

القاب

القاب

القاب مشهور آن حضرت عبارتند از ((مهدی)) , ((قائم)) , ((منتظر)) , ((حجت)) , (( خلف صالح)) , ((بقیة الله)) , ((منصور)) , ((صاحب الامر)) , ((ولی عصر)) و ((صاحب الزمان)) که معروف ترین آنها ((مهدی)) است. هریک از این القاب را وجه یا وجوهی است : مثلآ آن حضرت را (مهدی) می گویند از آن جهت که هد ایت ,به حق می کند, و( قائم) می گویند چون قیام به حق می کند و (منتظرش) گویند چون مومنان در انتظار قدوم اویند, و (حجت) نامند از آن رو که حجت و گواه خدا بر خلق است. در نگین انگشتر حضرت نیز همین لقب نقش شده است: به نقل ((کفعمی)) عبارت انگشتری حضرت این گونه است: ( انا حجةُ اللهِ و خاصُّتةُ).

+ نوشته شده در  88/08/13ساعت 1:8 بعد از ظهر  توسط محمد رضا  | 

شعر2

زاشتیاق تو جانم به لب رسید کجایی؟

 

چه باشد ار رخ خوبت بدین شکسته نمایی؟

 

نگفتی ام که بیایم چو جان تو به لب آید؟

 

زهجر جان من اینک به لب رسید کجایی؟

 

منم کنون و یکی جان بیا که بر تو فشانم

 

جدا مشو ز من این دم که نیست وقت جدایی

 

گذشت عمر و ندیدم جمال روی تو روزی

 

مرا چه ای؟ و ندانم که با کس دگر آیی

 

کجا نشان تو جوییم که در جهانت نیابم

 

چگونه روی تو بینم که در زمانه نیایی

 

چه خوش بود که زمانی نظر کنی به دل من

 

دلم زغم برهانی مرا زغم برهانی

 

مرا زلطف خود ای دوست نا امید مگردان

 

کا میدوار به کوی تو آمدم به گدایی

 

فتاده ام چو عراقی همیشه بر در وصلت

 

بود که این در بسته به لطف خود بگشایی؟


+ نوشته شده در  88/08/13ساعت 1:7 بعد از ظهر  توسط محمد رضا  | 

شعر1

*بر سر آنم که گر زدست بر آید*

 

*دست به کاری زنم که غصه سر آید*

 

*منظر دل نیست جای صحبت اغیار*

 

*دیو چو بیرون رود فرشته در آید*

 

*بر در ارباب بی مروت دنیا*

 

*چند نشینی که خواجه کی به در آید*

 

*ترک گدایی مکن که گنج بیایی*

 

*از نظر رهروی که در گذر آید*

 

*بلبل عاشق تو عمر خواه که آخر*

 

*باغ شود سبز و شاخ گل به یر آید*

+ نوشته شده در  88/08/13ساعت 1:6 بعد از ظهر  توسط محمد رضا  | 

احادیث

-اگر زمین حتی یک ساعت از حجت خدا خالی بماند, اهلش را در خود فرو می برد.

امیرالمومنین(ع)       

 

 

-من موجب امنیت اهل زمین هستم, همچنانکه ستارگان سبب امنیت اهل آسمان هستنند.

  امام زمان(ع)       

 

 

-کسی که بمیرد و امام  زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است.

                                                                                  رسول اکرم(ص)  

 

 

-کسی که مهدی را تکذیب کند کافر است.

  رسول اکرم(ص)        

 

 

-هر کس میخواهد از یاوران حضرت قائم باشد باید انتظار کشد و در عین انتظار به تقوای خوش خلقی رفتار نماید.

  امام صادق(ع)         

 

+ نوشته شده در  88/08/13ساعت 1:5 بعد از ظهر  توسط محمد رضا  |